روان شناسی کودک

چهار روش پايه در تربيت كودك

پدران و مادران براي تربيت فرزندان‌شان، در خانه، روش‌هاي گوناگوني به‌كار مي‌برند كه آقاي «گري اسمالي»، آن را به چهار گروه زير تقسيم مي‌كند:

١ـ والد سالارمنش يا سلطه‌گر
والدين سالارمنش، منفي‌ترين خصلت‌ها را در كودكان پرورش مي‌دهند و به‌طور معمول معيارها و انتظارات زيادي دارند. با وجود اين، به‌ندرت از كودكان‌شان دلسوزانه حمايت مي‌كنند و درباره مقررات خشك‌شان، كمتر توضيح مي‌دهند. آنان انعطاف‌ناپذير و سرسخت‌اند و به‌علت باورهاي سفت و سخت‌شان، از فرزندان مي‌خواهند از انجام برخي فعاليت‌ها، خودداري نمايند. اما از آنجايي كه بچّه‌ها دلايل غلط‌ بودن آن فعّاليّت‌ها را نمي‌دانند، ممكن است مخفيانه آنها را انجام دهند.


برخي نظرها و اعمال سالارمنشانه اين پدر و مادران عبارت‌اند از:
ـ قانون، قانون است. دير كرده‌اي، برو بخواب، از شام خبري نيست.
ـ احتياجي به دليل‌بافي نيست، فقط چيزي رو كه بهت مي‌گم، انجام بده.
ـ مهم نيست چند تا از دوستانت اونجا هستند. تو نمي‌ري و نمي‌خوام كلمه‌اي هم درباره اون بشنوم. شنيدي چي گفتم؟
ـ چند بار به تو گفته‌ام اون كار رو نكن؟ برو اون كاري رو كه گفتم، انجام بده.

كودكاني كه والدين سلطه‌گر دارند، اغلب خصوصيات رواني زير را نشان مي‌دهند:
ـ داراي اعتماد به نفس پاييني هستند و براي سازگاري با قوانين و مقررات، توانايي لازم را ندارند.
ـ سخت‌گيري‌هاي خشك والدين، روح كودك را مي‌آزارد و او را به مقاومت، مخالفت يا حتي شورش مي‌كشاند.
ـ كودك، به‌طور معمول نمي‌خواهد كاري با قوانين و ارزش‌هاي پدر و مادرش داشته باشد و تمايل دارد آرمان‌هاي آنان را كنار بگذارد.
ـ كودك، ممكن است جذب كودكاني كه عليه والدين‌شان يا قوانين كلي جامعه قيام مي‌كنند، شود.
ـ ممكن است با صداي بلند، خواهان حق و حقوق خود شود.

٢ـ والد غافل
والد غافل، هم در عشق‌ورزيدن به كودكان و هم در مهار كردن آن، كوتاهي مي‌كند. روش آنان دلسوزانه و پخته نيست و تنها زماني به‌ناچار به كودك رومي‌آورند كه خيلي عصباني باشند. اين پدر و مادران با استخدام پرستاران كودك، تمايل دارند خود را از فرزندان‌شان دور نگه‌ دارند و در فعاليت‌هاي شغلي خود غرق شوند.
«دكتر آرماند نيكولي»، روان‌پزشك و استاد دانشكده «هاروارد» اعتقاد دارد كه والدين غافل، فقط وقتي از خانه دورند،‌ غايب نيستند بلكه زماني هم كه در منزل هستند، حضورشان حس نمي‌شود و فرزندان از مهم‌ترين عامل‌هاي زندگي يعني دسترسي به عواطف محروم‌اند. در خانه هم كه هستند، معمولاً به حرف بچه‌ها توجهي نشان نمي‌دهند.

٣ـ والد آسان‌گير
والدين آسان‌گير تمايل دارند گرم، مهربان و حمايت‌كننده باشند، اما در اجراي مقررات، قوانين و تعيين حدود براي فرزندان‌شان، ضعيف هستند. بسيار گرم و مهربان‌اند و كودك را به‌خوبي مي‌پذيرند. خبري از مقررات سفت و سخت نيست. آنان به‌طور معمول در برابر خواسته‌هاي كودك، تسليم هستند. حتي زماني كه كودك مزاحمت ايجاد مي‌كند، او را تنبيه نمي‌كنند و نظم و انضباط را به او نمي‌آموزند.
شايد نيّت آنان، خير است، اما ملايمت‌شان در كودك، تأثير منفي دارد. اين گروه از والدين، همه تصميمات در زمينه گذراندن ساعت‌هاي فراغت را به خود كودك مي‌سپارند.
يكي از عمده‌ترين دلايلي كه برخي پدر و مادران بسيار آسان مي‌گيرند، اين است كه مي‌ترسند، نكند اگر خيلي جدي باشند، به فرزندان‌شان آسيبي برسد، غافل از اينكه ترس از روبه‌رو شدن با كودكان، ممكن است عملاً همان چيزهايي را كه از آن مي‌ترسيدند، بر سرشان آورد.
با زياد آسان گرفتن، كودك به انجام اعمال نامطلوب مانند كتك‌زدن كودكان ديگر، روي در و ديوار نوشتن و شكستن اشياء مي‌پردازد.

اظهار نظرها و اعمال زير، نمونه‌اي از عملكردهاي والدين آسان‌گير است:
ـ باشه، اشكالي نداره. تو مي‌توني اين‌بار دير بخوابي. مي‌دونم اين برنامه رو دوست داري.
ـ بدم مياد تو رو زير اين‌همه بار تكاليف مدرسه ببينم. چرا فردا استراحت نكني؟ به معلمت مي‌گم كه مريض بودي.
ـ نشنيدي براي شام خوردن صدات كردم؟ باشه، اشكالي نداره، بشين. دوست ندارم شام‌ات سرد بشه.

كودكاني كه والدين آسان‌گيري دارند، واكنش‌هاي زير را نشان مي‌دهند:
ـ كودك احساس ناامني مي‌كند، اگرچه به ديوار محكمي تكيه مي‌دهد اما ديوار فرومي‌ريزد.
ـ كودك اعتماد به نفس كمي دارد، زيرا ياد نگرفته زمان و زندگي‌اش را مديريت كند و نظم و ترتيب را رعايت نمايد.
ـ كودك مي‌آموزد از آنجاكه معيارها محكم نيست، مي‌تواند مقررات را بشكند.

٤ـ والد مهربان و جدي
آنان به‌طور معمول براي مقررات، محدوديت‌ها و معيارهاي زندگي، تعاريف روشني دارند و براي تعليم اين محدوديت‌ها به فرزندان‌شان، وقت صرف مي‌كنند. البته با ابراز محبت جسماني و وقت گذاشتن براي شنيدن حرف‌هاي كودك، حمايت لازم را از او به عمل مي‌آورند. آنان انعطاف‌پذيرند و تمايل دارند به همه حقايق، گوش فرادهند.
والد مهربان و جدي، تركيب سالم و متوازني از والد «سالارمنش» و «آسان‌گير» است. استوارند و مقررات تعريف شده‌اي دارند، مانند: «تو نبايد به عمد به ديگران صدمه بزني.» اما اين تأكيد، با محبت و ملايمت ابراز مي‌گردد.

والدين مهربان و جدي، نظرهاي خود را اين‌گونه بيان مي‌كنند:


ـ تو دوباره سر شام دير اومدي، ما چگونه مي‌تونيم با هم اين مسئله رو حل كنيم؟ (پدر و مادر براي پيدا كردن راه‌حل، همراه كودك، وقت صرف مي‌كنند.)
ـ اي‌ كاش مي‌تونستم به تو اجازه بدم امشب ديرتر بخوابي، اما ما روي اين ساعت، با هم به توافق رسيده‌ايم.
ـ وقتي هر دو آروم شديم، بيا ببينيم لازمه چه كاري انجام بديم.
ـ تو واقعاً گير كرده‌اي، درسته؟ اين‌بار به تو كمك مي‌كنم، ببينم دفعه بعد، خودت چه مي‌كني؟
ـ تو اجازه داري به تلفن جواب بدي، اما اول بايد جواب درست دادن رو بياموزي!

خصوصيات كودكاني كه والدين مهربان و جدي دارند:


ـ حمايت گرم و محدوديت‌هاي روشن و تعريف‌شده، اعتماد به نفس را در كودك پرورش مي‌دهد.
ـ مي‌آموزد در موقعيت‌هاي مختلف، رفتار كنترل‌شده‌اي نشان دهد و از اين امر، احساس رضايت نمايد.
ـ وقتي كودك درك مي‌كند، محدوديت‌هايي هست كه تخطي‌ناپذيرند و او علت آنها را مي‌فهمد، دنياي امن‌تري خواهد داشت.
ـ از آنجاكه روابط كودك با پدر و مادرش، گرم و ذهنش براي پذيرش افكار ديگران، باز است، احتمال سركشي‌هاي دوران نوجواني، كمتر مي‌شود.
ـ كودكاني كه داراي پدر و مادري مهربان و جدي هستند، داراي بالاترين رتبه اعتماد به نفس، سازگاري با مقامات مدرسه و محيط علاقه بيشتر به باورهاي مذهبي و اعتقادي هستند
.

ترجمه و تنظيم: شيرين شاهي‌فر

نيكلاس اوگوست اوتو

نام فارسي : نيكلاس اوگوست اوتو
سال ولادت و فوت : 1891-1832 میلادی                           
مليت : آلمانی

نيكلاس اوگوست اوتو ، مخترع آلماني بود كه در سال 1876 اولين موتور درون‌سوز چهارزمانه را ساخت كه الگو و مدلي شد براي صدها ميليون موتور مشابه كه از آن زمان تا كنون ساخته شده است.

موتور درون‌سوز يك وسيله گردنده است كه در فايف موتوري و موتورسيكلت‌ها كاربرد دارد. علاوه بر موارد استعمال فراوان آن در صنعت، اختراع هواپيما بدون استفاده از آن غير ممكن بود. تا قبل از پرواز اولين هواپيماي جت در سال 1939، نيروي محركه تمام هواپيماها در واقع توسط موتورهاي درون‌سوز كه چرخه‌كار آنها بر مدار اوتو بودف تأمين مي‌شد. امّا مهمترين مورد كاربرد موتورهاي درون‌سوز استفاده ازآنان در اتومبيل‌ها است.

قبل از آنكه اوتو موتور خود را اختراع كند براي ساخت اتومبيل تلاش‌هاي فراوان و عديده‌اي شده بود. برخي مخترعين نظير زيگفريد ماركوس (در سال 1875) اتين لنور (در سال 1862) و نيكلاژوزف كنوت (در سال 1769) موفق به ساخت مدل‌هايي شدند كه حركت مي‌كرد. اما به علت نبودن موتور مناسب، موتوري كه هر دو مزيت وزن كم و قدرت زياد را با هم داشته باشد هيچ كدام از آن مدل‌ها در عمل قابل استفاده نبود. ولي در خلال پانزده سال پس از اختراع موتور چهار زمانه اوتو، دو مخترع آلماني ديگر، كارل بنز و گوتلمب دايملر، هر يك اتومبيل‌هايي قابل استفاده و قابل فروش ساختند. از آن زمان انواع مختلف از موتورها براي به حركت درآوردن اتومبيل ساخته شده است. ممكن است در آينده‌اي نه چندان دور، اتومبيل‌هايي كه با نيروي بخار، باطري‌هاي برقي و يا با استفاده از ساير منابع انرژي حركت مي‌كنند، ساخته شوند كه نسبت به اتومبيل‌هاي كنوني برتري خواهند داشت. ولي واقعيت اين است كه در 99 درصد از صدها ميليون اتومبيل ساخته شده تا اين زمان از موتورهاي درون‌سوز چهارزمانه است كه در كاميون‌ها، اتوبوس‌ها و كشتي‌ها از آن استفاده مي‌شود. اين موتور چرخه چهارزمانه‌اي مشابه با موتور اوتو دارد ولي نوع سوخت آن متفاوت است.

   اكثر اختراعات علمي (اگر استثناي مهم تسليحات و مواد منفجره را كنار بگذاريم)‌براي نوع بشر سودمند بوده است. به عنوان مثال كاملاً بعيد است كسي پيشنهاد كند كه يخچال يا پني‌سيلين را تحريم كنيم و با استفاده از آنها را به طور جدّي محدود سازيم. زيان‌هاي استفاده‌اي چنين گسترده از اتومبيل‌هاي شخصي بر كسي پ.شيده نيست. اتومبيل‌ها غلاوه بر ايجار سرو صدا هوا را آلوده مي‌كنند، با مصرف سوختهاي كمياب منتبع آن را مورد تهديد قرار مي‌دهند و هر ساله عامل قتل و جرح شمار زيادي از مردمان مي‌شوند.

مسلماً اگر اتومبيل وسيله سودمندي نبود و فايده‌اي اين چنين زياد نداشت هرگز آن را تحمّل نمي‌كرديم اتومبيل‌هاي شخصي به مراتب بيشتر از وسايل حمل و نقل عمومي قابليت تطبيق دارند. بر خلاف راه‌آهن و قطار زيرزمين هرجا كه مايل بوديد مي‌توانيد آن را پارك كنيد، به هر جاكه بخواهيد شما را مي‌برد، و اينجا و آنجا در خدمت شما مي‌باشد. سريع و راحت است و بارو بنه را به آساني حمل مي‌:ند و به شكل بي‌سابقه‌اي اين مكان را براي ما فراهم مي‌كند كه كجا زندگي كنيم و وقت خود را چگونه سپري سازيم. به اين ترتيب آزادي فردي را به شكلي قابل ملاحظه‌اي افزايش داده است.

اما اينكه تمام امتيازات در برابر بهايي كه جامعه براي اتومبيل مي‌پردازد، ارزش دارد يا خير، مطلب قابل بحثي مي‌باشد. اما در هر حال كسي نمي‌تواند منكر آن شود كه اتومبيل اثر عمده‌اي بر تمدن ما داشته است. تنها در ايالات متحده بيش از يكصد ميليون دستگاه اتومبيل مورد استفاده قرار دارد. اين به معناي تقريباً دو تريليون مايل، مسافر در هر سال مي‌باشد كه اين رقم بيش از مجموع مسافات طي شده در يك سال به طور پياده، با هواپيما، با قطار، با كشتي و به طور كلي با تمام اشكال حمل و نقل مي‌باشد.

  براي جا دادن اين اتومبيل‌ها هكتارها زمين را به صورت توقفگاه اتومبيل درآورده‌ايم، بزرگراه‌هاي بي‌انتهايي ساخته‌ايم، و تمام چشم‌اندازها را تغيير داده‌ايم. در عوض اتومبيل آنچنان سهولت جابجايي را براي ما فراهم آورده است كه نسل‌هاي گذشته به سختي مي‌توانستند حتي رؤياي آن را در سر بپرورانند. بسياري از صاحبان اتومبيل‌ها اكنون فعاليت‌هاي گسترده‌اي دارند و از تسهيلاتي بهره‌مند مي‌شوند كه احتمالاً بدون اتومبيل نمي‌توانستند از آن برخوردار باشند. داشتن اتومبيل حق انتخاب بيشتري براي محل زندگي و محل كار به ما مي‌دهد. امروز كساني كه در حومه‌ي شهرها سكونت دارند از تسهيلاتي برخوردارند كه پيش از آن فقط در اختيار شهرنشين‌ها بود و اين را بايد مرهون اتومبيل باشند. اين امر شايد ليل اصلي گسترش و رشد حومه شهرها در دهه‌هاي اخير و همراه با آن كاهش سكونت در مناطق مركزي شهرها مي‌باشد.

  نيكلاس اوگوست اوتو در سال 1832 در شهر «هولشازن» آلمان به دنيا آمد. هنگامي كه طفلي شيرخواره بود پدرش از دنيا رفت. اوتو با اينكه دانش‌آموز درس‌خوان و كوشا بود در شانزده‌ سالگي با هدف يافتن كار و كسب و تجربه در داد و ستد دبيرستان را ترك كرد. مدتي در يك خوار و بار فروشي در شهري كوچك به كار اشتغال داشت و سپس در فرانكفورت كارمند دفتري و بعد از آن فروشنده سيار شد.

حدود سال 1860 اوتو مطالبي درباره موتور گازي كه به تازگي توسط «اتين لنور» اختراع شده بود و اولين موتور درون‌سوز بود كه واقعاً كار مي‌كرد، شنيد. اوتو به درستي تشخيص داد كه اگر موتور لنور بتواند با سوخت مايع كار كند موارد استفاده‌اي به مراتب بيشتر خواهد داشت زيرا در آن صورت نيازي نخواهد بود كه موتور مزبور همواره به يك خروجي منبع گاز متصل باشد. اوتو به زودي نوعي كاربوراتور اختراع كرد ولي چون وسيله مشابهي قبلاً اختراع شده و به ثبت رسيده بود بنابراين درخواست وي براي ثبت اختراعش رد شد.

  اوتو بدون دلسردي تمام تلاش خود را وقف بهبود و اصلاح موتور لنور كرد. در سال 1861 موفق به طراحي نوعي موتور گرديد كه اساساً با مدل لنور كه نوع ابتدايي بود و سيكل دوزمانه داشت، متفاوت بود. اين موتوري بود كه با يك چرخه چهارزمانه كار مي‌كرد. در ژانويه 1862 اوتو نمونه‌اي از موتور چهارزمانه خود را ساحت اما با مشكلاتي براي قابل استفاده بودن موتور جديد مواجه شد كه اين مشكلات بيشتر در سيستم احتراق آن به چشم مي‌خورد. اوتو اين طرح را كنار گذاشت و به جاي آن تلاش خود را معطوف بهتر كردن موتور «اتمفسريك» كه خود آن را ساحته بود كرد و نوع اصلاح شده موتور دو زمانه بود كه با گاز كار مي‌كرد. در سال 1863 اين اختراع را به ثبت رساند و به زودي شريكي پيدا كرد «ايوجن لانگن» و از حمايت مالي او برخوردار شد.

آنها كارگاه كوجكي تأسيس كردند و به تلاش براي بهتر ساختن موتور خود ادامه دادند. موتور دو زمانه آنها بالا گرفت و شركتشان سود سرشاري برد. در سال 1872 آنها توانستند گوتليب دايملر، مهندس برجسته‌اي را كه تجربياتي در اداره‌ي كارخانه داشت به استخدام خود در آورند. اين امر توليد موتور را در كارخانه آنها افزايش داد.

  گرچه منابع حاصل از فروش موتور دوزمانه لسيار خوب بود ولي اوتو نمي‌توانست انديشه ساخت موتور چهارزمانه را كه از ابتدا در پي آن بود بگذارد. او متقاعد شده بود موتور چهارزمانه كه كخلوط سوخت و هوا قبل از احتراق در آن متراكم شده كارايي بيشتري از هر نوع اصلاح شده موتور دوزمانه لنور خواهد داشت. در اوايل سال 1867 اوتو سرانجام سيستم احتراق جديدي اختراع كرد و به اين ترتيب موفق شد و سال بعد چهارزمانه قابل استفاده بسازد. اولين نمونه در مه 1876 ساخته شد و سال بعد سي‌هزار دستگاه از اين موتور فروخته شد. به دنبال آن و تمام اشكال موتور دوزمانه لنور به زودي متروك شده و از رده خارج گرديد.

   حق امتياز ثبت شده آلماني اوتو در موتور چهارزمانه يك دعواي حقوقي را در سال 1886 در پي داشت. از قرار معلوم يك فرد فرانسوي به نام «آلفونس بيودوروشاز» در سال 1862 وسيله مشابهي را طراحي كرده و آن را به ثبت رسانده بود. نبايد تصور كرد كه بيودوروشاز يك چهره تأثير گذار است. اختراع او هرگز به بازار راه پيدا نكرد و در واقع حتي يك از آن هم ساخته نشد و اوتو هم براي اختراع خود هرگز از ان بهره نگرفته بود. عليرغم بازنده شدن در آن دعوا مؤسسه اوتو همچنان پول‌ساز باقي ماند و او به هنگام مرگ در سال 1891 كاملاً ثروتمند بود.

در همان دوران گوتليب دايملر در سال 1882 مؤسسه اوتو را ترك كرد. او بر آن ود كه موتور اوتو را براي يك وسيله نقليه به كار گيرد. تا سال 1883 وي به يك سيستم احتراق بهتر دست يافت (البته نه سيستمي كه امروزه مورد استفاده همگان است)‌ كه موتور را قادر مي‌ساخت با گردش 900-700 دور در دقيقه عمل كند. (حداكثر سرعت در مدل اوتو 200-180 دور در دقيقه بود)‌ علاوه بر آن دايملر رنج زيادي را متحمل شد تا توانست موتور بسيار سبك‌تري بسازد. در سال 1885 او يكي از موتورهاي خود را روي يك دوچرخه نصب كرد و به اين ترتيب اولين موتورسيكلت دنيا ساخته شد.

السلام علیک یا ابا عبدا...